|
وبلاگ شخصی صرفی S A R F I |
موضوعات
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
هفته دوم اسفند 1384
هفته اوّل اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته سوم بهمن 1384
هفته دوم بهمن 1384
هفته سوم دی 1384
هفته دوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آبان 1384
هفته اوّل آبان 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته چهارم شهریور 1384
هفته سوم شهریور 1384
هفته دوم شهریور 1384
هفته اوّل شهریور 1384
هفته چهارم مرداد 1384
هفته سوم مرداد 1384
و اين هم زماني که فکر بکر به ذهن آدم برسه ( )
و اين هم زماني که فکر بکر به ذهن آدم برسه
ـ آخ قربونت برم، بيا روي ماهت رو ببوسم! پسرخاله، همشهري!
نوشته شده توسط ali در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387
لينك مطلب
رنگ سفید ممنوع شد ( )
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمان رنگ سفید و زرد را تند و زننده اعلام کرد.
به گزارش خبرنگار آفتاب از کرمان، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی کرمان در اطلاعیه و دستور العملی محدودیتهایی را برای ورود خانمها به ادارات تابعه این اداره اعمال کرده است.
عجیبترین نکته این دستور العمل این است که به خانمهای مراجعه کننده و کارمندان این اداره اعلام شده است که «در رنگ البسه نباید از رنگهای تند و زننده مانند قرمز، زرد و سفید (!) استفاده گردد».
بدین ترتیب حتی رنگ سفید که در اسلام هم بر استفاده از آن در لباس تاکیداتی شده به عنوان رنگ تند و زننده معرفی شده است و خانمها برای ورود به ادارات تابعه ارشاد حق استفاده از آن را ندارند.

نوشته شده توسط ali در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387
آرمين:در دولت نهم كسي كه سوگند خورده با اسلحه از منافع ملي آمريكا دفاع كند به مشاورت رئيس جمهور منصو ( )
آرمین:نباید عملکرد عدهاي روحاني را به پاي همه روحانيت بنويسيم
سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران گفت: حرکت اصلاحات به خصوص در شرايط کنوني ميتواند گرفتار آسيبپذيريهايي شود كه با شناسايي عوامل آن در سطح گسترده، ميتوان از گرفتارشدن به اين آسيبها اجتناب كرد.
به گزارش ايسنا، محسن آرمين طي سخناني درجمع اصلاحطلبان استان خراسان، درباره آسيبشناسي حرکت اصلاحي و روشنفکرانه با بيان اينکه " اين آسيبها در دو جنبه تئوريک و عملي قابل بررسي است" اظهار داشت:ماهيت حرکت اصلاحي در ايران داراي صبغه روشنفكري است، آرمانها و اهداف جنبش اصلاحات، آرمانها و اهداف جريان روشنفکري ديني ايران است که با استقبال جامعه مواجه شده است.
اين فعال سياسي با بيان اينكه " در يکي دو قرن اخير، با حرکتهاي اصلاحي در سطح عملي و تئوريک مواجه بودهايم كه داراي عقبهاي طولاني است" يادآور شد: ميتوان به لحاظ ماهيتي ادعا کرد و در جهت اثبات اين ادعا کوشيد که حرکت اصلاحي امروز چنين عقبهاي دارد و متعلق به جريان اصلاحي اعتدالي ديني است که در تاريخ معاصر مطرح بوده است.ادعاهاي انديشه اصلاحات در ايران در طول سالهاي اخير کاملا با اهداف و مقاصد اين جريان تاريخي سازگاري دارد.
وي خاطرنشان کرد: حرکت اصلاحات از اين جهت که داراي جنبههاي روشنفکرانه است، ميتواند دچارآسيبپذيريهايي شود که مخصوص جريانها، افکار و انديشههاي روشنفکرانه است.
وي افزود: يکي از آفتهاي جريان روشنفکري اعم از ديني و غيرديني درطول تاريخ معاصر، ماهيت انفعالي و يا تفوق جنبههاي سلبي برجنبههاي ايجابي است.
سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران بارزترين خصوصيت روشنفکري را اعتراض به وضع موجود دانست و اظهار كرد: بعضاً روشنفکر اينگونه تعريف ميشود که فردي معترض و منتقد نسبت به وضع موجود است و همواره به دنبال تحقق وضعيتي بهتر از وضع موجود ميباشد.
وي ادامه داد: همين ويژگي که مرز ميان روشنفکري و محافظهکاري است، در صورت عدم توجه ميتواند اين خطر را در پي داشته باشد که روشنفکران در سطح تئوريک بيشتر گرفتار و سرگرم سلب و نقض شوند تا اثبات و ايجاب و جنبههاي سلبي و نقضي در فکر و عمل روشنفکران برجنبههاي ايجابي غلبه پيدا کند و آنها بيشتر درجهت نقد و نفي تئوريها و رفتارها عمل کنند تا در جهت تثبيت يا اثبات ايدهها و راهگشاييها و حل معضلات فکري و اجتماعي.
وي خاطرنشان کرد: ويژگي نقد وضع موجود، ناخودآگاه ميتواند موجب غلبه جنبه سلبي و نقضي برانديشه روشنفکران وهمچنين اصلاحطلبان شود و جنبه ايجابي، تحقيقي ومحققانه در جهت ارائه ايدهها، راهکارها و تئوريهاي نو را کاملا تحتالشعاع قرار دهد.
آرمين افزود: همين آسيبپذيري نتايج سوء ديگري نيز در بردارد و سطحينگري از جمله اين پيامدهاست؛ چراکه نقد و نفي هميشه آسانتر از اثبات است و به راحتي ميتوان ايدهاي را نقد کرد، اما ارائه يک ايده و تئوري جانشين، کار دشواري است، از اين رو اکتفاي به نقض و سلب با توجه به جذابيت و ظاهر راديکال و ارضا کنندهاي که دارد، مي تواند موجب نوعي تنبلي و عافيتطلبي فکري و تئوريک شود و روشنفکران را به نقد و انتقاد دلخوش کند و آنان احساس کنند که رسالت روشنفکرانه خود را انجام ميدهند، بدون آنکه در عوض آنچه که نفي ميکنند، ايده و طرحي قابل دفاع و استوار ارائه دهند. اين تنبلي فکري آفتي است که ميتواند روشنفکران و به طور مشخص فعالان و نخبگان جريان اصلاحطلبي را گرفتار خود کند.
وي تصريح کرد: به عنوان مثال؛ يك جريان قرائت خاصي از دين را به عنوان قرائت رسمي مطرح ميکند و معتقد است که تنها قرائت مجاز از دين همين است که او ميگويد و هر نوع قرائت، نگاه و ديدگاه ديگر با دين نسبتي ندارد. با اين واقعيت، ميتوان دو نوع برخورد کرد؛ يکي اينکه به نقد و نفي آن اکتفا کنيم. راه ديگر اين است که ضمن نقد و نفي اين قرائت، قرائتي مطلوب را جايگزين آن کنيم که البته كار دشواري است؛ چراكه اثبات يك قرائت و نگاه جديد نيازمند تحقيق، بررسي، مطالعه و كار فكري و تئوريك است.
وي ادامه داد: البته اين نوع تنبلي فکري تبعات ديگري نيز در پي دارد که بعضا روشنفکران و حتي بعضي از فعالان اصلاحي را ميتواند گرفتار خود كند. اين تنبلي فکري ناخوداگاه ميتواند ما را به يک نگاه سياه و سفيد، صفر و يک برساند و ما را در نظر و عمل اسير نگاه و منطق باينري كند که هيچ حد وسطي قائل نباشيم. اين امر ناشي ازهمان مطلق کردن نگاه نقد، انتقاد و اعتراض است.
سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران معتقد است: دوگانههايي نظير تفکر ايدئولوژيک ـ تفکر دموکراتيک، دين حداکثري ـ دين حداقلي، حکومت لائيک ـ حکومت سکولار، حضور دين درعرصه سياست ـ محدود شدن دين به ساحت فردي و ... اينها دوگانههاي کاذبي هستند که از نگاه جزميتگرا و مطلقگراي سياه و سفيد و صفر و صد و رويکردهاي ايدهآليستي به امور ناشي ميشوند؛ دوگانههايي که برخلاف ظاهر ضد ايدئولوژيک به شدت متاثر از انديشههاي ايدئولوژيک آن هم از نوع متصلب و جزمي هستند.
وي افزود: گرفتارآمدن به روحيه انفعالي و عکسالعملي و در نتيجه تنبلي تئوريک، ناخودآگاه ميتواند فرد را دچار نوعي خودارضائي فکري کند كه تصور کند بهترين کار نفي آن چيزي است که حاملان قرائت رسمي از حکومت ارائه ميدهند، در نتيجه هرچه او ميگويد، بدون کمترين تأمل و تحقيقي نقطه مقابل آن را بگوييم. اين ديدگاه ميتواند ناخوداگاه جريان روشنفکري ديني و اصلاحي را به نوعي تقليد و تسليم بكشاند؛ يعني به دليل اينكه رفتار، عملکرد و سمت و سويي مورد تاييد ما نيست و به آن انتقاد داريم، در نفي او نهايت حساسيت و نکتهسنجي را به خرج دهيم و به تمام زوايايي که ميتواند يک تئوري رسمي را نقد کند، موشکافانه وارد شويم، اما درباره ايدهها و افکاري که در مقابل آن تفکر قرار دارد، چنين حساسيتي نشان ندهيم. با ايدهاي كه مقابل ايده رسمي قرار دارد، ناخودآگاه و بدون کمترين تامل و تفکري احساس همدلي ميکنيم، فارغ از اين موضوع كه ايدهاي که در مقابل مطرح ميشود نيز ميتواند همان ضعفها را داشته باشد، بلکه ضعفها و تناقضات بيشتري داشته باشد، اما به هيچ وجه متوجه اين امر نميشويم؛ چرا که در مقابل تفکر رسمي قرار دارد. اين به معناي نوعي تقليد و تسليم است، يعني همان چيزي که جريان روشنفکري هميشه در برابرآن ايستاده است و اين ديالکتيک عجيبي است، يعني گرفتار همان چيزي شويم که آن را نفي ميکنيم.
وي با تاكيد بر لزوم بررسي بيشتر آسيبپذيريهاي انديشه سکولار تاكيد كرد: خطرناکترين اشتباه تئوريک و نيز سياسي آن است که نسبت به اين موضوع حساسيت کمتري نشان دهيم. در اين زمينه به هرآنچه که غرب با توجه به فرايند تحول تاريخي خاص خود به صورت تئوري و علمي درآورده، نگاهي نقادانه نداشته باشيم. اين در حالي است که همان کساني که مدعي تفکيک ساحت دين از ساحت جامعه و سياست هستند و سالهاست كه تکليف خود را با اين مسايل روشن کردهاند، زماني که منافعشان ايجاب كند درعرصه سياست و قدرت حداكثر استفاده را از دين انجام ميدهند؛ وقتي كه احساس ضرورت کنند و يا مصالحشان ايجاب كند، از اينکه سياست را با دين درآميزند و دين را از ساحت فردي خارج ساخته در متن سياست و قدرت بنشانند، ابايي ندارند.
آرمين تصريح كرد: چنانکه ديديم آقاي بوش در کشوري مانند آمريکا که الگوي نظامها و جوامع سکولار است، در پيشبرد سياستهاي خود از مفاهيم ديني بهرهميبرد و ادعا ميکند براي بسط دموکراسي در جهان ناگزير از جنگ مقدس يا جنگ صليبي با نيروهاي ضد دموکراسي و تروريست است و هيچ دغدغه و نگراني هم ندارد که در جامعه سکولار آمريکا به او انتقاد کنند که چرا دين را از حوزه شخصي و فردي خارج نموده و در سياست و قدرت از آن بهره برده است. همين ويژگيهاست که ميتواند ما را نسبت به ايدهها و تئوريهاي مطرح شده گرفتار نوعي سطحينگري کند. بدترين کاري که يک کنشگر سياسي و يا يک نخبه ميتواند بکند اين است که ايده و انديشهاي را كه در طول زمان و به قيمت سالها مطالعه و تجربه به دست آورده است، در وضعيتي عکسالعملي و بدون هرگونه تحقيق و تفکر و تحت تاثير مخالفت با جريان مخالف خود رها کند. اين حالت واکنشي ميتواند گريبانگير جريان نخبه شود؛ يعني به دليل تضادي که با يک طرف وجود دارد منتظريم ببينيم طيف مقابل چه ميگويد و چه ميکند تا آن را نفي کنيم و بدون تحقيق و تفکر نقطه مقابل آن را دربست پذيرا شويم. اين رفتار شايسته کساني است که دين و عقيده خود را بدون تفکر و از راه تقليد و از دهان اين و آن کسب کردهاند.
وي با اشاره به فرمايشات حضرت علي(ع) تصريح كرد: ايشان ميفرمايد آنکه دينش را از دهان اين و آن گرفت، با رفتار و اعمال غلط اين و آن نيز دينش از بين ميرود و آنکه دينش را با تفکر و ايمان و انديشه از کتاب و سنت گرفت کوهها فرو ميريزند و او بر ايمان خود استوار ميماند.
وي در ذکرمثالي تاکید کرد: اگر جرياني به دروغ ادعاي دفاع و حمايت از روحانيت را دارد، نبايد روي آن خط قرمز بکشيم و عملکرد عدهاي روحاني را به پاي همه روحانيت بنويسيم و چشم براين واقعيت ببنديم كه بخش اعظم روحانيت گرفتار تنگناهايي به مراتب بيشتر از افراد غير روحاني هستند. درکدام يک از رفتار اين جريان، اعتقاد و التزام به مرجعيت ديده ميشود؟ آنجا که حركت مرجعيت تاييد کننده قدرت و منافع اين جريان نباشد، به شديدترين و شنيعترين وجه ممكن محکوم ميشود. نمونه ديگر اين موضوع، امام(ره) است. برخي دروغ و رياکاري تمام، خود را مدافع انديشههاي امام(ره) نشان ميدهند و انديشههاي ايشان را به نفع خود مصادره ميکنند. در سالهاي اخير امام (ره) و آرمانهاي انقلاب چشم اسفنديار يك جريان شده است. به طوري که تمام وحشت آنها اين است که كسي تصويري واقعي از چهره رسمي ايشان ترسيم کند و آدرس ديگري از امام(ره) بدهد و ايشان را همانگونه که بود تبيين کند.
آرمين با اشاره به برخوردهاي صورت گرفته از سوي برخي در برابر انتقاد شخصيتهايي مانند آيتالله العظمي صانعي که به نقل از امام (ره) گفت "مردم قيم نميخواهند" يا آقاي سيدحسن خميني که گفت " نظر امام اين است که نظاميان در سياست دخالت نکنند"، يا آقاي هاشمي و يا آقاي خاتمي که به انحرافات از انديشههاي امام اشارههايي داشتند" گفت: اين حساسيتها براي آن است که برخي چهرهاي دروغين از امام(ره) ترسيم کردهاند که ميتواند توجيهگرحرکتهاي انحصارگرايانه باشد و از اين نگرانند که جامعه امروز و نسل امروز بفهمد که آنها براي حفظ موقعيت خود امام(ره) را نيز تحريف ميکنند.
وي با انتقاد از عملكرد صداوسيما به دليل آنچه " انتشار سخناني گزينشي از زمان، مکان و شرايط امام(ره)" خواند اظهار داشت: چرا در صدا و سيما سخناني از امام در دفاع از آزادي انتخابات، حق مردم در اداره امور خويش و مذمت شديد تحجر و قشريگري و ... نميشنويد؟
وي با طرح اين سوال كه " بايد ببينيم افکار و جوهر انديشه امام(ره) به كدام يك از جريانها نزديكتر است؟" تصریح کرد: ضديت و مخالفت قاطع امام(ره) با جمود، قشرگري و تحجر و اينكه ميگفت «ميزان راي ملت است» به ايدههاي اصلاحطلبان نزديکتراست.
وي با بيان اينكه " نقد وجود دارد و هيچکس معصوم نيست و ادعاي عصمت نکرده است" گفت: ما ادعاي عصمت براي امام خميني(ره) نميکنيم. اما در يک برآورد و ارزيابي منصفانه کدام يک از دو طيف موجود ميتواند احساس قرابت بيشتري با انديشههاي امام(ره) داشته باشد؟
وي ادامه داد: يکي ديگر از اين موضوعات، انقلاب اسلامي است. خطاي بزرگ و غيرقابل توجيه اين است که وقتي يك طرف مدعي انقلاب ميشود، به دليل مخالفت با سوءاستفادههايي که از انقلاب ميکند، روي آرمانهاي انقلاب خط قرمز بکشيم و برخي از وقايع اشتباه يا غلط در سالهاي دهه 60 را که در هر انقلابي ممکن است رخ دهد، بهانه نفي اصل انقلاب و آرمانهاي آن و ديدگاه رهبران آن قرار دهيم و هرگز نينديشيم که اين انقلاب، با گذر جامعه از سلطنت به جمهوريت در تاريخ ملت ايران منحصر به فرد و در سرنوشت تاريخي ملت ما بيش از هر نهضت و انقلابي نقشآفرين بوده است.
آرمين يادآور شد:اين فريب بزرگي است که تحت تأثير تبليغات و ادعاهاي بيپايه عدهاي قرار بگيريم که مدعي مالکيت انقلاب هستند. امروز کساني مدعي انقلابند که در مبارزات سالهاي پيش از انقلاب جزو قاعدين بودند و حتي تا دوران حيات امام (ره) خجالت ميکشيدند مدعي انقلاب باشند. امروز کساني که در گذشته و حتي در دوره جنگ عافيت را بر حضور در صحنه مبارزه ترجيح ميدادند، به جبران مافات برخاسته و پس از 30 سال يادشان افتاده که بايد انقلاب کنند و پس از 15 سال يادشان افتاده که بايد چفيه به گردن بيندازند. اينان مسلمانان بعد از فتح هستند که مدعي انقلاب شدهاند. موضع اصلاحطلبان در برابر اينها بايد موضع صاحبخانه در برابر غاصب باشد. صاحبخانه، خانه خود را سخاوتمندانه به غاصب نميبخشد.
وي با بيان اينکه " مشخصه انقلاب اسلامي اين نبود که به ما وعده توسعه، رفاه و پيشرفت دهد" گفت: تحولات اجتماعي ديگري در دنيا اتفاق افتاد که بيش از انقلاب اسلامي هم وعده پيشرفت مادي و اقتصادي داده و هم در تحقق آن بيش از انقلاب اسلامي موفق بوده است، اما امتياز انقلاب اسلامي نسبت به انقلابهاي ديگر اين بود که پيام جديدي را مطرح کرد و آن پيام معنويت و اخلاق براي انسان ماديزده امروز بود. پيام ضرورت حضور اخلاق و معنويت در عرصه عمومي و سياست. البته انقلاب شاخصههاي ديگري نيز داشت، اما آنچه که مخصوص اين انقلاب بود، اخلاق و معنويت است.
اين نماينده دوره ششم مجلس شوراي اسلامي يادآور شد: اگر در دولت اصلاحات در مراسمي که به يک روايت تاريخي مصادف با شب وفات يکي از چهرههاي برجسته ديني ـ آن هم نه از ائمه اطهار(ع) ـ به هنگام تشويق سخنران جلسه کف ميزدند، فرداي آن روز کفنپوشان را راه ميانداختند تا فرياد وااسلاما سردهند. يا تنها کافي بود در مجلس ششم يا در يک سخنراني فردي بگويد مساله مذاکره با آمريکا را تابو نکنيد و بياييد بررسي و کارشناسي کنيد، اين مساله را جزو مقدسات انقلاب نکنيد. فرداي همان روز کفنپوشان به راه ميافتادند و فرياد واانقلابا سر ميدادند. اما امروز فردي به نام هوشنگ اميراحمدي با مجوز وارد ايران ميشود، با مقامات کشور درباره رابطه ايران و آمريکا ديدار ميکند و از ايران نيز به اسراييل سفر ميکند، بلافاصله نيز موضوع کنسولگري آمريکا در ايران به ميان ميآيد و از آن طرف نيز معاون رييس دولت نهم از ملت اسراييل ميگويد که چه ملت نازنين و خوبي هستند و هيچ اتفاقي نميافتد. نه اسلامي به خطر ميافتد و نه انقلاب و نه از کفن پوشان خبري است. اصلاح طلبان آمريکايي ميشوند، اما فردي که تبعه آمريکاست و براي اينکه تبعه آن کشور شود متن قسم نامهاي را قرائت کرده که در آن آمده است حاضرم در جهت منافع آمريکا اسلحه به دست بگيرم و با هر خطري که منافع آمريکا را تهديد ميکند بجنگم، تا سطح مشاور رييس دولت نهم ارتقاء مييابد و براي او بنياد احداث ميکنند. نه اسلامي به خطر ميافتد و نه انقلابي.
اين فعال سياسي همچنين با طرح اين سوال که " قانون اساسي به افکار و ديدگاههاي کدام يک از دو طيف موجود نزديکتر است" گفت: قانون اساسي که حتي در مورد دفاع از حقوق انسان تصريح دارد كه هتک حرمت مجرم نيز جرم است و تاکيد ميکند مردم حق حاکميت سرنوشت خويش را دارند و هيچکس حق ندارد آن را از مردم سلب و در اختيار گروه يا فرد خاصي قرار دهد و بر آزادي مطبوعات، بيان و احزاب تاکيد ميکند، به کدام يک از دو طرف نزديکتر است؟
وي با تاكيد بر اينكه " مدعي بلااشکال بودن قانون اساسي نيستم" ادامه داد: اما توجه کنيم اگر اين قانون اساسي را با همين ظرفيتها از ما بگيرند، کار تمام است.
وي تصريح کرد: اينها مجموعه آسيبپذيريهاي تئوري و عملي است که به دليل ويژگي روشنفکرانه ـ که در جريان اصلاحي وجود دارد ـ ميتواند گريبانگير اصلاحطلبان شود و اگر متوجه آسيبپذيريهاي آن شويم، ويژگي مغتنم و مطلوبي است. اگر گرفتار اين آسيبپذيريها شويم تبعات سياسي سختي براي ما در پي خواهد داشت. نتيجه اين آسيبها فاصله گرفتن از مردم و قطع رابطه با تودههاي اجتماعي و تمام آن چيزي است که ميتواند پل ارتباطي و خط اتصال ما با جامعه باشد.
سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ادامه داد: حرف از نهادهاي مدني ميزنيم که براي اولين بار اصلاحطلبان مطرح کردند، اما وقتي به حالتهاي واکنشي گرفتار ميشويم حتي از ظرفيتهاي غني که در سنت، تاريخ و فرهنگ ما براي تشکيل نهادهاي مدني وجود دارد، استفاده نميکنيم، به عنوان مثال حاضر نيستيم يک هيات مذهبي تشکيل دهيم. اگر قرار است نهادهاي مدني را براي سازماندهي نيروهاي اجتماعي و ايجاد يک همساني و همفکري تشکيل دهيم به دليل فرهنگ جامعه ايراني، بهترين کارکرد آنها کانونهاي مذهبي هستند که حتي در اين جهت، کارآمدتر از نهادهاي مدرن عمل ميکنند.
وي خاطرنشان كرد: خصوصيات روشنفکري ناخوداگاه ميتواند ما را از اين ظرفيتها دور کند و خودمان را کاملا در معرض اين اتهام قرار ميدهيم که يک مارک بيديني روي پيشاني ما بزنند و هر کاري که ميخواهند با جامعه انجام دهند. در عمل اين ما بوديم كه در تشکيل نهادهاي مدني دغدغه و اهتمام داشتهايم، اما جريان مقابل به شدت عليه آن عمل ميکند، چون معتقد است احزاب و نهادهاي مدني حاملان انقلاب مخملي هستند، اما به نفع خودش تشکلهايي ايجاد و از ايده ما استفاده ميکند.
اين فعال سياسي تاكيد كرد: اگر قرار است به صورتي از دين ـ که درعرصه اجتماعي و عمومي نقشي دارد ـ منتفع باشيم، چرا بايد خود را از اين ظرفيتها محروم کنيم؟ در شرايط فعلي که شرايط بسيار سخت و نگران کنندهاي است، فرصتها چون برق و باد ميگذرد و هر فرصتي که از دست برود تکرار شدني نيست، دائم به سمت شرايطي ميرويم که اگر با آگاهي و روشنبيني از فرصتها بيشترين استفاده را نکنيم، شرايط ناگوارتري انتظار ما را ميکشد.
آرمين با بيان اينکه " قصد ايجاد نااميدي ندارم" افزود: يکي از دوستان ميگفت؛ بالاخره مساله انتخابات چه ميشود؟ خاتمي ميآيد؟ يا بايد برويم گوشه خانه بنشينيم؟ به او گفتم؛ چرا گوشه خانه بنشينيد؟ بايد تمام تلاشمان اين باشد که نتايج اين انتخابات بسيار حساس و سرنوشتساز به نفع ملت رقم بخورد اما اگر نشد و يا نتوانستيم، خانهنشيني معنايي ندارد. اگر تحت توجيهاتي نظير اينکه دين محدود به ساحت فردي است، خود را از منبعي که ميتواند در ما ثبات، ايمان و پايداري ايجاد کند، محروم کنيم، نتيجه آن ميشود که با قرار گرفتن در شرايط سخت و ناگوار تنها گزينه پيش رو ميشود همان که جريان مقابل ميخواهد؛ خانهنشيني يا مصاحبههاي آنچناني و اظهار ندامت و يا خروج از کشور.
وي با رد اين اظهار نظر كه « زماني بايد وارد انتخابات شد که همه چيز درست باشد» گفت: اگر همه اين شروط محقق شد ديگر چرا بايد مردم با سلام و صلوات بيايند دنبال شما؟ اين چه حرفي است که چون شرايط نامساعد است و نميتوانيم کار کنيم، بهتر است کنار بکشيم؟
آرمين تصريح کرد: نبايد خود را از مايههايي که ميتواند به ما ايمان، صبر، پايداري، استواري دهد محروم کنيم و همواره بايد براي اصلاح امور بکوشيم.
نوشته شده توسط ali در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387
قبرستان هوايي با تابوت هاي معلق ( )
دلٍ شکسته با صدای مجتبی نادعلی زاده ( موزیک )
مطالب پيشين
![]()
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
© 2009 - 2010 mirhossin-damghan All rights reserved. Page design by Javan