|
وبلاگ شخصی صرفی S A R F I |
موضوعات
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته سوم خرداد 1386
هفته اوّل خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته دوم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته سوم اسفند 1384
هفته دوم اسفند 1384
هفته اوّل اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته سوم بهمن 1384
هفته دوم بهمن 1384
هفته سوم دی 1384
هفته دوم دی 1384
هفته اوّل دی 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آبان 1384
هفته اوّل آبان 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته چهارم شهریور 1384
هفته سوم شهریور 1384
هفته دوم شهریور 1384
هفته اوّل شهریور 1384
هفته چهارم مرداد 1384
هفته سوم مرداد 1384
عکس هایی از میدان آزادی ( )

نوشته شده توسط ali در سه شنبه ششم دی 1384
لينك مطلب
زلزله بم ( )
|
|
نگين سبز کوير کرمان و شهر نخلستان هاي آباد در صبحدمي که باردار فاجعه اي به عظمت کشته شدن بيش از 40 هزار نفر بود در 12 ثانيه فرو ريخت و مصيبت و ماتم را تا هميشه مهمان دل مردمانش کرد، بم ديگر نمي خنديد و در دل کوير کرمان با صداي پرندگان شاد و شهد شيرين خرمايش فخر نمي فروخت، در آن روزها به جاي صداي نهرها و آواز پرندگان در گوشه و کنار شهر صداي گريه زناني به گوش مي رسيد که با ديدن آوارها به ياد لحظات با هم بودن براي ديوارهاي فرو ريخته خانه آواز مصيبت مي خواندند. |
نوشته شده توسط ali در دوشنبه پنجم دی 1384
فرا رسيدن ميلاد پيامبر صلح و دوستى، حضرت عيسي بن مريم (ع) را به پيروان آن حضرت و هموطنان مسيحي تبريك ( )
|
رخداد ديده گشودن جهان به رخسار روشن حضرت عيسى مسيح (ع) نشانه تجلى اراده الهى در شب زمستانى زمين است همچنان كه وجود قدسى آن حضرت، نشانه يگانگى و تقديس حق در سراپرده وجود است. |
![]() |
|
بشارت عيسي ـ و ياد كن آنگاه كه فرشتگان گفتند: «اي مريم، خدا تو را به كلمه اي از خود كه نامش مسيح، عيسي بن مريم است، نويد مي دهد كه در دنيا و آخرت آبرومند و از مقربان (الهي) و با مردم در گهواره و در بزرگسالي سخن مي گويد و از نيكان و شايستگان است. ـ مريم گفت: «من از تو به خداي رحمان پناه مي برم، اگر پرهيزگار باشي.» ـ (جبرئيل) گفت:«همانا من فرستاده پروردگارت هستم تا تو را پسري پارسا و پاكيزه ببخشم.» ـ مريم گفت: «پروردگارا، چگونه مرا فرزندي باشد و حال آنگه هيچ بشري به من دست نزده است؟» ـ گفت: «اين چنين است، خدا آنچه بخواهد، مي آفريند، چون اراده چيزي كند، به او گويد: («باش») پس مي شود. اين بر من آسان است و تا او را نشانه اي براي مردم و رحمتي از سوي خويش كنيم؛ اين كاري است حتمي و شدني.»......قرآن مجيد، سوره مريم آيات 16 تا 22. ـ پس به او عيسي (ع) بار گرفت و با وي به مكاني دور بيرون رفت. آنگاه درد زايمان او را به سوي تنه درخت خرمايي كشانيد؛ گفت: «اي كاش پيش از اين مرده بودم و به فراموشي سپرده شده بودم». پس (كودك) از زير او ندايش داد: «غمگين مباش، پروردگار تو از زير پايت جويي روان ساخت، و خرما بن را به سوي خويش بجنبان تا بر تو خرماي تازه چيده فرو ريزد؛ بخور و بياشام و چشم روشن دار و اگر از آدميان كسي را ديدي، بگو: «من براي خداي رحمان روزه (سكوت) نذر كرده ام و امروز مطلقاً با هيچ انساني سخن نمي گويم». پس مريم او را برداشته، نزد كسانش آورد؛ گفتند: «اي مريم، چيزي شگفت آورده اي. اي خواهر هارون، نه پدرت مرد بدي بود و نه مادرت! » مريم به او اشاره نمود؛ گفتند: «چگونه با كودكي خرد كه در گهواره است، حرف بزنيم؟» ـ (كودك) گفت: «من بنده خدا هستم، به من كتاب داده و پيامبرم گردانيده است و مرا هر جا كه باشم، با بركت ساخته و تا زنده ام به نماز و زكات سفارش نموده و مرا به مادرم نيكوكار كرده و گردنكشي بدبخت نگردانيده است و درود بر من، روزي كه زاده شدم و روزي كه بميرم و روزي كه زنده برانگيخته شوم».
نبوت عيسي (ع): ـ و چون عيسي با نشانه ها و دلائل روشن آمد، گفت: «همانا براي شما حكمت آورده ام (تا هدايت شويد) و تا برخي از آنچه را كه درباره اش اختلاف مي كنيد، برايتان بيان كنم، پس از خدا بترسيد و مرا پيروي كنيد. همانا خداي يكتا پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستيد، اين است راه راست.» ـ اما آن گروهها (فرق مسيحي) ميان خود اختلاف كردند؛ پس واي بر ستمكاران از عذاب روزي دردناك! آيا چشم به راه چيزي جز قيامت اند كه ناگهان بديشان فرا رسد در حالي كه بي خبرند؟ در آن روز دوستان، برخي دشمن برخي ديگرند، مگر پرهيزگاران.
حواريان: ـ و چون عيسي كفر آنان را آشكارا دريافت، گفت: «چه كساني در راه خدا ياوران من اند؟» حواريان گفتند: «ما ياوران خداييم به خدا ايمان آورديم و گواه باش كه ما تسليم هستيم. پروردگارا، به آنچه نازل كرده اي، ايمان آورده ايم و از اين پيامبر پيروي كرديم، پس ما را در شمار گواهي دهندگان بنويس.» پس گروهي از بني اسرائيل ايمان آوردند و گروهي كافر شدند. كساني را كه ايمان آوردند، بر دشمنانشان مدد كرديم تا چيره و پيروز شدند.
توطئه جهودان: مرگ يا حيات عيسي (ع)؟ ـ آنها (براي كشتن عيسي) مكر كردند، خدا هم مكر كرد و خدا بهترين مكر كنندگان است، آنگاه كه خدا گفت: «اي عيسي، من تو را بر مي گيرم و به سوي خود بالا مي برم و از (آلايش)) كافران پاكت مي سازم و تا روز قيامت آنان را كه از تو پيروي نمايند، فرادست كافران قرار مي دهيم سپس بازگشتشان به سوي من است و من در آنچه اختلاف مي كرديد، ميانتان حكم خواهم كرد.... ـ و (خدا جهودان را) به سبب كفرشان و تهمت بزرگشان بر مريم و اين سخنشان كه: «ما مسيح – عيسي بن مريم، پيامبر خدا – را كشتيم.» و حال آنكه او را كشتند و نه بردار كردند، بلكه برايشان مشتبه شد و كساني كه درباره او اختلاف نمودند، بي گمان در ترديدند؛ آنان را به حال او هيچ علمي نيست، تنها پيرو گمانند و به يقين او را نكشته اند، بلكه خداوند او را به سوي خود بالا برد و خدا پيروزمند و حكيم است هيچ يك از اهل كتاب نيست، مگر آنكه پيش از مرگش به او ايمان خواهد آورد و او در روز رستخيز بر (ايمان) آنان گواه خواهد بود. ـ پس به كيفر ستمي كه يهوديان كردند، ...... چيزهاي پاكيزه اي را كه برايشان حلال شده بود، حرام كرديم..... و براي كافرانشان عذابي درد آور آماده كرده ايم؛ ولي راسخانشان در علم و آن مؤمناني را كه به آنچه بر تو و به آنچه پيش از تو نازل شده ايمان مي آورند، و همچنين برپا دارندگان نماز و دهندگان زكات و مومنان به خدا و روز واپسين را پاداش بزرگي خواهيم داد. ـ همانا داستان عيسي نزد خدا مانند داستان آدم است؛ او را از خاك آفريد، سپس گفت: «بشو» شد. حق از پروردگار توست؛ پس از شك داران مباش. | |
نوشته شده توسط ali در پنجشنبه یکم دی 1384
مطالب پيشين
![]()
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
© 2009 - 2010 mirhossin-damghan All rights reserved. Page design by Javan